پست های ارسال شده در آبان سال 1388

فکر می کنم چرا همیشه دوست داشتم از نگاه آدما به افکارشون پی ببرم همیشه چیز خوبی انتظارمو نمی کشید و خیلی هاش آزاردهنده ... ادامه مطلب
/ 8 نظر / 0 بازدید
صب رفتم لیوانمو بردارم چایی بریزم لیوانت سوار لیوانم شده بود در زندگی کنار هم هستیم
/ 3 نظر / 2 بازدید
یک ساعتی نشستیم و بهم نگاه کردیم بی کلامی... گاهی عاشق گاهی هراسان گاهی متفکر روبروی هم... نتیجه اش چهره ای شد بر دیوار ... ادامه مطلب
/ 2 نظر / 2 بازدید
ساعت ٢ نیمه شب تو رفتی محرمم ولی عشقت همچنان هست اتوبان‌های خلوت تهران هوا سوز خنکی داره من دلم می خواست کنارم نشسته ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 0 بازدید
آزادی داشتم با خودم فکر می کردم عجیب ترین آزادی آزادی از فلیترهای وجودی و منیت ها و چاردیواریهایی که کشیدیم آزاد + «بدرود! بدرود! (چنین گوید ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 0 بازدید
زمزمه پشت سکوتت را شنیدم گاهی می فهمم و گاهی نامفهومه برام وقتی ساکت نگاه میکنی چشمانت حرف می زنن شفاف... رنگ دوست داشتن ادامه مطلب
/ 4 نظر / 0 بازدید