پست های ارسال شده در مهر سال 1388

برایت نوشتم... مثل پیاز، لایه لایه پرده هایی که برای خودم ساخته بودم می کنم... شرم دارم از حضورت ولی بی حضورت ممکن نبود + «انسان ... ادامه مطلب
/ 6 نظر / 2 بازدید
یه هفت تیر گذاشتی پشتم می خوای راهو یه شبه برم!!! دیر کردی باباهه... من اسلوموشنم نسبت به خودت و اطرافم گاهی خیلی اتفاقات ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 6 بازدید
امروز خیلی اسلوموشن بودم سبز بودم و سفید شاهد بودن خیلی سخته اعتماد داشتن راحت ترش می کنه سکوت ... شنیدن حرفایی از همه نوع... سکوت ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 4 بازدید
امروز رفتیم دکتر گفت دارید می دووووی ولی بازم می خوام بدوووم چون من از اسلوموشنی در اومدم گویا + هنوزم صدا ندارم + سادگی ات رو ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 0 بازدید