سوار تاکسی شدم
صدای سیاوش قمیشی که بلند شد
خودش از اون ور دنیا افتاد پشت فرمون و با صدای پخش شده همخوونی کرد
هم چهره اش هم صداش مو نمی زد!
خانم کنار خیابون ایستاده بود براش بوق زد و آهسته کرد
: انقلاب؟!
- یه بار کردن، گند زدن!
گازش گرفت و جلوتر یکی نفر دیگه
: آزادی؟!
- نداریم که!
بازم گازش گرفت که مسافر عقبی گفت : پیاده می شه و یه 5تومنی داد بهش
- کجا سوار شدی؟
: سر مفتح
- سر اون که عمامه بود؟!
می خنده و پیاده می شه
جلوتر یه خانومی
: آقا آریاشهر؟!
- آریاش که رفت!
و سیاوش ها می خوون: می خوونم آخ که دیگه فرنگیــــــــــــس
: پیاده می شم

/ 0 نظر / 10 بازدید